تصاويري از بي سابقه ترين راهپيمايي ايران

















به حسین پناهی:
تک سوار قبیله احساس
هان ای مرد بختیاری هان!
دمی بزن مرا
به سوزی به ساز نی
وآتشی به نوای دی بلال
بگریان مرا
به یاد عشق لک لک ها
و گم شدن دو مرغابی درمه
بگریان مرا
درسوزمردن احساس
با تلی ازخاکستر
هان ای مرد بختیاری هان!
دمی بزن مرا
به سوزکوچ قبیله ام
که مرا در پس الوار
گم کرده اند دروار
برای درو کردن گندمی/ که اسمش گندم بود
دمی بزن مرا
به سوزسرمای یخچال سونی
که لهیده شدم
مثل سیبی که روزی قرمز بود
هان ای مرد بختیاری هان!
دمی بزن مرا
به سوزآه پیرزنی
که گم شده بود درسوال چندم مرداد است؟
تا بگویم که ننه:
۱۸ مرداد است
کورش پسند(ک.پاپتی)
یاسوج- مهر ۸۵
منبع:http://pasand4.blogfa.com

انقلابهایی که در گرجستان به نام رز سرخ، اوکراین با نام انقلاب نارنجی، قرقیزستان رز زرد معروف شد. حتی برخی رد پای سوروس در آنچه به انقلاب سرو در لبنان نیز مشهور شد را نیز به نام او میدانند.
نام «جورج سوروس» بار دیگر و اینبار در چهارمین جلسه دادگاه کتهام وقایع پس از انتخابات برده شد. چهرهای که سعید حجاریان در اعترافاتش گفت که «قرار بود از تجربه بنیاد سوروس در جهت انقلاب رنگی استفاده کنیم» و کیان تاجبخش که در جلسه روز سهشنبه دادگاه از او به عنوان مشاور سابق بنیاد سوروس نام برده شد با بیان اینکه بنیاد سوروس با همکاری برخی مسئولان وقت-در دوره اصلاحات- آشکارا شروع به فعالیت در ایران کرد گفت که حتی «ملاقات مستقیم خاتمی همراه با ظریف با سوروس در نیویورک در سال ۸۵نشان از یک ارتباط مستمر دارد.»
همین اظهارات بود که واکنش سیدمحمد خاتمی را به دنبال داشت و دفتر خاتمی ادعای ارتباط وی با جرج سوروس را تکذیب کرد.
مرد 76 ساله مجارستانیالاصل را کمتر کسی میشناخت، انگار تولد او در بوداپست که از جمله اقمار اروپای شرقی به حساب میآمد از او مردی مأخوذ به حیا و سایهنشین تربیت کرده بود.
اما شهروند آمریکایی که به طور بینالمللی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال 2004 آمریکا شناخته شد هر چند نتوانست معادله آن انتخابات را به نفع خود به هم بزند اما گویا با انقلابهایی که در آن سوی دنیا در نزدیکیهای جایی که 12 آگوست 1930 متولد شده بود به پا کرد شاید خواسته بود قدرت نظر و عملش را به حکومت ایالات متحده نشان دهد.
جورج سوروس از زمانی شناخته شد که با مطرح کردن مدل شکوفایی- رکود اطمینانش به شکست جورج دبلیو بوش در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری را نوید داد و مخالفتش با رئیسجمهور جنگطلب آمریکا را نشان داد. [1]
جورج سوروس که از ژوئن تا اکتبر 2003 مشغول نوشتن کتاب رؤیای برتری آمریکایی بود پیام اصلی کتابش را اینگونه توصیف کرد: شکست دادن پرزیدنت بوش در انتخابات کافی نیست؛ ما باید دکترین بوش را کنار بگذاریم و بینش روشنتری نسبت به نقش آمریکا در جهان را جایگزین آن سازیم. اگر دوران ریاست جمهوری پریزیدنت جورج بوش یک اشتباه فاحش بود، ما باید از آن درس بگیریم. جامعه باز با استفاده روش آزمون و خطا پیشرفت میکند. وضعیت ناگواری که از آن رنج میبریم باید ما را برای دستیابی به سیاستهای سازندهتر و توأم با همکاری بیشتر هدایت کند. [2]


|
چرا گلزار و گلشن گشته غمناک |
چرا گریان ز غم روح الامین است |
|
مگر از شام آید کاروانی |
که صوتش مُحرق قلب حزین است |
|
جهان شد از چهرو کانون ماتم |
مگر از نو عزای شاه دین است |
|
حسین آن کو به راه حق پرستی |
چو بابش فرد بی مثل و قرین است |
|
ز هفتاد و دو قربانی که او داد |
ز یزدان در خور صد آفرین است |
|
نیامد مثل او دیگر به گیتی |
که بحر عشق را دُرّی ثمین است |
|
ز قتل خویشتن احیای دین کرد |
از آن رو محیی دین مبین است |
|
وجودش مَفْخَر دین نبی شد |
جنابش خاتم دین را نگین است |
|
خدا بر خون پاکت خونبها شد |
کسی را جز تو کی قدری چنین است |



شـناخت هـر چيزى از دو طريق ميسر است: اول از طريق شناخت اضداد آن از بـاب((تعرف الاشـيا بـاضدادها)) كـه ايـن نوع شناخت را در اصطلاح شناخت جدلى مى نامند.
دوم شـناخت از طـريق علل و اسباب و ريشه هاى آن و اين نوع شناخت رااصـطلاحات شـناخت برهانى مى گويند كه بوعلى سينا اين نوع شناخت را بهترين نوع شناختها و شناخت تام معرفى كرده است چنان كه گفت:
و الـعلم التام فى باب التصديق ان يعلم الشى باسبابه و در اصطلاح فلاسفه رأج است كه : ذوات الاسباب لاتعرف الا باسبابها.
از آنـجا كـه هر حادثه و پديده اى داراى علل و عواملى است كه در پـيدايش آن نقش مستقيم يا غير مستقيم داشته و انقلاب اسلامى ايران نـيز از ايـن قانون مستثنى نيست اگر بخواهيم شناخت كامل و آگاهى صـحيحى از آن داشـته باشيم بايد علل و عواملآن را كه در پيدايش آن نـقش داشـته اند بـشناسيم زيـرا بـدون شناخت ريشه ها شناخت اصل انـقلاب ميسر نخواهد بود لذا ما در اين درس در صدد آنيم تا آنجا كـه فـرصت اجازه دهد در اطراف علل و ريشه ها آن بحث و بررسى كنيم هـر چـند كه علل وعوامل انقلاب بسيار بوده و ما را در اين مختصر فـرصت بـررسى هـمه آنـها نـيست لذابه برخى از آنها كه از اهميت بـيشترى بـرخوردار بـوده و دخـالت مـستقيم ترى درپـيدايش انـقلاب داشته اند مى پردازيم.
قبل از شروع در بحث تذكر دو نكته لازم است:
1 - از آنجا كه اين مباحث و مطالب براى تدريس در دانشكده تنظيم گـرديده است باتوجه به وقت اندك و محدود بودن ساعات درسى در يك تـرم امـكان بـررسى گسترده و همه جانبه علل و عوامل انقلاب اسلامى ميسر نيست لذا به بخشى ازعلل آن هم بصورت اختصار پرداخته خواهد شد.
2 - عـللى كـه مورد بررسى قرار مى گيرند اين چنين نيست كه همگان در يـك سـطح بوده و داراى نقش مساوى باشند بلكه بعضيها نقش عمده را ايـفا كرده و بعضى ديگر در آن حد از نقش و اثر نيستند و مردم جـامعه ما نيز به همه آن علل يكسان معتقد نبوده و بلكه ممكن است عـلتى بـراى عـده اى از آنچنان نقشى برخوردار بوده كه موجب طغيان آنـان مى شده ولى در نظر ديگرى چنان نبوده باشد ولى در مجموع اين عـلل و عوامل زمينه پيدايش اين انقلاب را فراهم نموده و مردم را عليه نظام حاكم شورانده است اينك بيان آن علل :
1 - مذهب
2 - اسلام زدأى نظام حاكم
منبع:برگرفته شده از كتاب انقلاب اسلامى و ريشه هاى آن


انقلاب سال ۱۳۵۷ هجری خورشیدی در ایران ، (مشهور به انقلاب اسلامی) که با مشارکت اکثریت مردم ، احزاب، روشنفکران و دانشجویان ایران انجام پذیرفت، نظام پادشاهی ایران را سرنگون، و زمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی، به رهبری آیتالله روحالله خمینی، یک روحانی شیعه، در ایران را فراهم کرد. تفکرات و شخصیتهای اسلامی، در این انقلاب حضور برجستهای داشتند و خمینی آن را انقلاب اسلامی خواند.[۱] این انقلاب، با نام انقلاب بهمن ۵۷ نیز شناخته میشود.

رویدادهای مهمی، به عنوان نقطه عطف یا سرآغاز اعتراضات همهگیر در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ محسوب میشوند از جمله برهمزدن جلسات شعرخوانی آرام با مضمون سیاسی به سازماندهی کانون نویسندگان در انجمن فرهنگی ایران و آلمان و در دانشگاه آریامهر در آبان ماه سال ۱۳۵۶ توسط پلیس حکومتی که بروز تظاهرات و خشونتهای بسیار در دانشگاههای تهران را به همراه داشت.[۲] و همچنین چاپ مقالهای در روزنامه اطلاعات در دی ماه همان سال که در نظر قشر مذهبی مقالهای توهینآمیز به خمینی و روحانیون منتقد حکومت محسوب میشد و موجب ناآرامیهای خشونت آمیزی در شهر قم گشت .[۳][۴][۵] رکود اقتصادی، وقوع اعتصابات گستردهای را از خرداد ماه سال ۱۳۵۷ به بعد در سطح کشور به دنبال داشت که موجب پیوستن طبقه کارگر به تظاهرات شد و دامنه اعتراضها را از دهها هزار نفر به صدها هزار و حتی میلیونها تن افزایش داد.[۶] کشتهشدن تعداد بسیاری از معترضان (از جمله در واقعه جمعه سیاه در شهریورماه) توسط نیروهای حکومتی تنها بر دامنه اعتراضات و ناآرامیها افزود[۷] و با خروج شاه از کشور و عدم موفقیت دولت شاپور بختیار، سرانجام با اعلام بیطرفی ارتش در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ انقلاب به پیروزی رسید.
در رفراندوم فروردین ماه ۱۳۵۸، زمانی که ایرانیان با اکثریتی قاطع (٪۹۸٫۲) در قالب یک همهپرسی ملی ، نظام مشروطه سلطنتی را نفی و با نوع حکومت جمهوری اسلامی (به عنوان نظام حکومتی آینده) موافقت کردند، پادشاهی ایران ، رسماً به جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد و سپس حکومتی دینی برپایهٔ تفسیر خاصی از شیعه به نام ولی فقیه جایگزین نظام پیشین گردید.
منبع:
بررسى كامل سخنانى كه رسول مكرم اسلام(ص) به مناسبتهاى مختلف در باره صديقه كبرا عليها السلام فرموده است .
رسول خدا(ص) فرموده است: فاطمه پاره تن من است. هر كس او را خشمگين كند مرا خشمگين نموده است. (1)
و فرمود: هر آنچه او را اندوهگين كند، مرا هم اندوهگين مىكند. هر آنچه او را بيازارد ... و خسته كند، مرا نيز آزرده مىسازد. هر چه او را شادمان كند، مرا هم شادمان، و هر چه او را افسرده سازد مرا هم افسرده مىنمايد. (2)
برخى از اهل تسنن به اين حديث استدلال كردهاند كه هر كس به فاطمه زهرا بد بگويد كافر مىشود. (3)
فرمود: اى فاطمه، خداوند به خاطر غضب تو غضب مىكند و به خاطر رضاى تو خشنود مىشود. (4)

و سرور زنان با ايمان است. (7)
زمانى نيز فرمود: ... اين فرشته آمده است تا به من بشارت دهد كه فاطمه سرور زنان بهشت است. (8)
فرمود: اولين كسى كه وارد بهشت مىشود، فاطمه دختر محمد(س) است. (9)


1ـ گوته شاعر معروف آلمانى مى گويد: ساليان دراز كشيشان از خدا بى خبر، ما را از پى بردن به حقايق قرآن مقدس و

عظمت آورنده آن محروم كردند ليكن در اثر پيشرفت علم و دانش پرده جهل و تعصب نابجا برداشته شد و اين كتاب وصف ناپذير توجه افراد بشر را به خود جلب كرد و محور افكار مردم جهان گرديد.
2ـ توماس كارلايل دانشمند معروف و مورخ مشهور اسكاتلندى مى گويد: اين نكته واضح است كه هر كلام درست و حقيقى در دلها نفوذ بخصوص دارد و حق آن است كه تمام كتب اعم از آسمانى و غير آن در برابر قرآن كوچك و حقيرند.
منبع:
آشنايى با قرآن يا دائرة المعارف قرآنى،ميرزا باقر حسينى زفره اى اصفهانى

شامی در محضر آقا
روزی که در منزل مقام رهبری، در خدمت ایشان بودم، بحث قدری به طول انجامید و نزدیک مغرب شد. پس از نماز، معظم لَه با مهربانی به من فرمودند: «آقا رحیم! شام را مهمان ما باشید.»
بنده در عین حال که این را توفیقی می دانستم، خدمتشان عرض کردم: «اسباب زحمت می شود.»
مقام معظم رهبری فرمودند: «نه، بمانید؛ هرچه هست با هم می خوریم.» وقتیکه سفره را گشودند و شام را آوردند، دیدم شام چیزی جز املت ساده نیست! (سردار سرلشکر سید رحیم صفوی)
گوشت کوپنی
مصرف گوشت خانه ی آیت الله خامنه ای در زمان ریاست جمهوری تنها از طریق کوپن بود.ایشان درآن زمان به من فرمودند: «من تاکنون غیرازهمان گوشت کوپنی که به همه مردم داده می شود گوشت دیگری از بازار نخریده ام.» امروز هم زندگی ایشان مثل زندگی مردم محروم ومستضعف است. (آیت الله مصباح یزدی)
میز و صندلی
زندگی شخصی آقا از سادگی و سلامت خاصی برخوردار است. این سادگی به زندگی نزدیکان ایشان نیز سرایت کرده است. آقا و فرزندانش اهل تجملات نیستند. همین اعتقاد آنان را از سوء استفاده از مقام و موقعیت بازداشته است. من این سادگی را در منزل ایشان به تماشا نشستم. روزی معظم لَه مرا به کتابخانه خود دعوت کردند، من درآن جا یک میز ساده و قدیمی دیدم. در کنار میز نیز یک صندلی کهنه بود. آن میز وصندلی مربوط به قبل از انقلاب بود. مقام معظم رهبری در کتابخانه ی ساده ی خود هنوز از همان میز و صندلی استفاده می کنند. (آیت الله سیدمحمودهاشمی شاهرودی)
پناه بردن به موکت
بر خود واجب می دانم که شهادت دهم زندگی داخلی آیت الله خامنه ای نه ازباب این که رهبر عزیزانقلاب ما به این حرف ها نیاز داشته باشند، بلکه وظیفه خود می دانم تا این مهم را به مردم مسلمان وانقلابی ایران بگویم.
من از داخل منزل ایشان مطلع هستم. مقام معظم رهبری درخانه، بیش از یک نوع غذا بر سفره ندارند. خانواده ی معظم لَه روی موکت زندگی می کنند. روزی به منزل ایشان رفتم، یک فرش مندرس آن جا بود. من از زبری آن فرش به موکت پناه بردم! (حجت الاسلام والمسلمین حاج سید احمد خمینی«ره»)

